تبليغاتX
شهر من لاهیجان این که درد و دل احتیاج ندارد     درد و دل هایتان علاج ندارد    نه شما هر پرستویی که می آید     غیر چشمان هاج و واج ندارد    مدتی است که شهر عوض شده       و دگر مرد احتیاج ندارد    مثل اصحاب کهف آمده اید و    سکه هایتان دگر رواج ندارد
سلام

امروز با چند روز تاخیر سومین سال تولد وبلاگم رو دارم جشن می گیرم.

سه سال از 7 آذر 85 گذشت روزی که اولین پست رو واسه این وبلاگ گذاشتم.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 0:24 توسط حامد |

فصل اول: گذار از جنگ سخت به جنگ نرم



عملیات روانی جزء کارآمدترین، پویاترین و در عین حال موثرترین اقدامات شمرده می شود که هر کشوری در جهت خنثی سازی اثرات این اقدامات تمامی تلاش و امکانات خود را به کار می گیرد چون به دلیل گستردگی ابعاد و همچنین موثر بودن آن، این عملیات قادر است افراد یک ملت یا ملت ها را تحت تأثیر خود قرار دهد.

در طول تاریخ با استفاده از شیوه های جنگ روانی توانسته اند به پیروزی های چشم گیری دست یابند و بر حریف چیره شوند هرجا که تاکتیک های جنگ نظامی با تمامی ابعادش نتوانسته خللی در روحیه و اراده نیروهای دشمن خدشه ای وارد سازد از ابزار جنگ روانی در جهت شکستن اراده ملت ها و جنگجویان دشمن استفاده شده است. خطر این جنگ ناشی از هدف قرار دادن اندیشه، بینش، عقل، قلب و درنهایت رفتار نیروهای درگیر و یا مخاطبان است که روحیه آنان را تضعیف کرده و عزم و اراده آنان را سست می نماید و سپس به سوی شکست می کشاند و از سوی دیگر روحیه نیروهای خودی و ملت و مخاطبان خود را بالا برده و منجر به وحدت و همبستگی می گردد. اغلب حاکمان به ویژه فرماندهان نظامی در طول تاریخ از اثرات جنگ روانی غافل نبوده و نسبت به اجرای آن در جنگ و یا حتی صلح اهتمام ویژه ای داشته اند.

عملیات نظامی به دلیل پرهزینه بودن، تلفات انسانی بالا، خسارات اقتصادی و زیربنایی و محتمل نبودن پیروزی (رسیدن به اهداف)؛ عملیات روانی جایگزین مناسبی برای جنگ های نظامی می باشد چون جنگی کم هزینه و بدون تلفات انسانی اما اثرگذارتر از جنگ های نظامی است.

در این خصوص مناسب است اسنادی ارایه گردد. این سند که به پروژه دلتا یا استراتژی آمریکا علیه جمهوری اسلامی و همچنین جنگ نرم شهرت یافته از جمله آن است بیان بخش کوچکی از آن تأکیدی بر پیگیری عملیات روانی از طرف دشمن علیه انقلاب اسلامی است (متن کامل این سند در آرشیو خبرگزاری مهر، فارس و روزنامه کیهان موجود و در دسترس است):

 کمیته خطر جاری (The committee on the present danger)عنوان کمیته ای است که در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد، توسط گروهی از سناتورهای آمریکایی، مسئولان ارشد وزارت خارجه، اساتید برجسته علوم سیاسی، موسسه مطالعاتی «آمریکن اینترپرایز» و گروهی از مدیران باسابقه سیا و پنتاگون با هدف خروج از بن بستی بود که در دوران جنگ سرد میان دو ابرقدرت آن زمان یعنی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در توازن هسته ای به وجود آمده بود. به گونه ای که کارشناسان ارشد نظامی به صراحت اعلام کرده بودند، در صورت وقوع جنگ هسته ای میان دو ابرقدرت، هر دو طرف جنگ بازنده نهایی خواهند بود، تأسیس شد. اعضای این کمیته با منتفی دانستن «جنگ سخت» بین دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقیب را در «جنگ نرم» و «فروپاشی از درون» طراحی و به مرحله اجرا درآوردند. براساس این طرح «جنگ نرم» با اتخاذ راهبردهای «دکترین مهار»،
 «نبرد رسانه ای» و
«ساماندهی نافرمانی مدنی» همراه گردید. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، فعالیت این کمیته برای یک دهه به حالت تعلیق درآمد و پس از
وقایع 11 سپتامبر 2001 بار دیگر عناصری چون مارک پالمر، کنت پولاکف،
مارتین ایندیک، ریچارد پرل، داگلاس فیث، کاندولیزا رایس و مارگ گرچت در این کمیته گردهم آمدند و این بار نام آن را کمیته صلح جاری نهاده، تا به تجزیه و تحلیل فرصت ها و تهدیدهای فراروی دولت ایالات متحده آمریکا بپردازند. «مارک پالمر»، از اعضای برجسته این کمیته و چهره بانفوذ دستگاه سیاست خارجی آمریکا، در گفتگویی با «دبوراه سولومود»، خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، صراحتا با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام کرد:

«ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین الملل به قدرتی کم بدیل تبدیل گردیده که دیگر نمی توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد.


در گزارش کمیته خطر جاری که در دسامبر 2005 توسط «مارک پالمر» جمع بندی و تدوین شد، براندازی نظام جمهوری اسلامی با تمرکز فعالیت ها به سه محور دکترین مهار، نبرد رسانه ای و ساماندهی نافرمانی مدنی، مورد تأکید و توصیه قرار گرفت. گزارش کمیته خطر جاری که با عنوان «ایران و آمریکا، رهیافت جدید» تنظیم شده است، دارای پانزده محور کلی بود که اشاره به برخی کفایت می کند:

-          دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی از ابزارهای مهم فشار بر ایران است.

-     - باید شبکه های متعدد رادیو تلویزیونی را برای ایرانیان تدارک دید و پیام های خود را با پیشرفته ترین تکنولوژی های روز، به دست مردم ایران برسانیم.-

-           تضعیف ستون های حمایتی حکومت ایران که همانا سرویس های امنیتی و نظامی این کشور می باشند، باید در دستور کار قرار گیرند.

-          - باید قدرت بسیج و سپاه را از میان برد و در وزارت اطلاعات تغییرات اساسی و یا به طور کلی آن را حذف کرد...

درخصوص جنگ یا عملیات روانی تعاریف زیادی توسط افراد، کشورها و سازمان های نظامی صورت گرفته است که با همدیگر تفاوت دارد اما اکثر آنان در برخی واژه ها اشتراکات فراوانی دارند
می توان به کلید واژه هایی چون، بهره گیری ازهر
نوع امکانی برای تأثیرگذاری بر مخاطب برای رسیدن به هدف، یا تغییر رفتار یا تغییر نگرش و وادار کردن نفرات دشمن به فرار یا تسلیم و... در این خصوص نویسنده مصری صلاح نصر در کتاب خود درخصوص عملیات روانی چنین می نویسد: «جنگ روانی یعنی استفاده ازهر نوع وسیله ای به منظور تأثیرگذاری بر روحیه و رفتار یک گروه، با هدف نظامی مشخص» (نصر، صلاح، 1380، جنگ روانی، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، سروش، چاپ دوم، تهران(

حال با توجه به تمام تعاریفی که وجود دارد می توان تعریفی تقریبا جامع به شرح زیر جهت روشن شدن اذهان ارایه نمود.

عملیات روانی عبارت است از: فرآیند بهره برداری صحیح و طراحی شده از همه امکانات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، تبلیغی و رسانه ای به منظور تأثیرگذاری بر اذهان، عقاید، احساسات، تمایلات، اراده و رفتار گروه های مخاطب برای پشتیبانی از اهداف یا برای رسیدن به اهداف.

برای جنگ یا عملیات روانی از گذشته تاکنون نامهایی همچون؛ جنگ سرد، جنگ افکار، جنگ برای تسلط بر فکر مردم، جنگ فکری، جنگ ایدئولوژیک یا عقیدتی، جنگ اعصاب، جنگ سیاسی، فعالیت های اطلاعاتی و بین المللی، فعالیت های اطلاعاتی ماورایی، مبارزه اطلاعاتی، تبلیغات، تبلیغات بین المللی، جنگ تبلیغاتی، جنگ کلامی، خصومت غیرمستقیم، تحریک، ارتباطات بین المللی و... به کار برده شده یا به کار می رود.

برای عملیات روانی اهداف، سطوح، مدار اطلاعاتی، مخاطبین، تکنیکها، تاکتیک ها، شیوه های عملیات روانی، ابزارهای عملیات روانی و... در نظر گرفته می شود. برای پرداختن به مقوله عملیات روانی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در 22خرداد بررسی تاکتیک ها و شیوه های عملیات روانی بکار رفته در آن توسط دشمنان کشور و مخالفان خالی از لطف نخواهد بود. در این خصوص به بیان و بررسی مصادیق خواهیم پرداخت.

معمولا در جریانات داخلی مردمی و مبارزه سیاسی ارزشمند در راستای حفظ تمامیت ارضی کشور و اعتقاد به کلیت نظام در جهت ترغیب، برانگیختن و ایجاد شور و نشاط در بین مخاطبین (هواداران) از روش های عملیات روانی تحکیمی و تثبیتی بهره می برند که با هدف ایجاد روحیه پایداری، مقاومت، سلحشوری و نهایتاً در انتخابات برای ترغیب هواداران، جلب توجه، ایجاد رضایت و در یک کلام اقناع آنان نسبت به کاندیدای مربوطه صورت می پذیرد. اما برخلاف این رویه در این انتخابات احزاب، جمعیت ها، گروهها، ستادها و در رأس آنان کاندیداها برای پیروزی از تکنیکها، تاکتیکها و شیوه های مرسوم علیه دشمن بهره بردند. علت پرداختن به این مهم نیز ناشی از همین راهبردی است که برخی از گروه ها و احزاب و کاندیداها در کنار دشمنان این کشور و همراه آنان علیه نه یک کاندید بلکه علیه یک دولت و شاید یک نظام بکار بردند.
از شیوه ها، تکنیک ها و تاکتیک های عملیات روانی به عنوان تدبیر عملی مجری (متخصصین و کارشناسان عملیات روانی) برای رسیدن به اهداف مورد نظر نام برده شده است. باتوجه به اینکه در جنگ و عملیات روانی ده ها شیوه، روش، تاکتیک و تکنیک وجود دارد در این مکتوب فقط به برخی از آنها که بیشتر کاربرد داشته اشاره شده است.

 

1-برچسب زدن

«براساس این تکنیک، رسانه ها واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل می کنند و آنها را به آحاد و یا نهادهای مختلف نسبت می دهند. گاهی هدف از این عملکرد آن است که ایده، فکر و یا گروهی محکوم شوند؛ بی آنکه استدلالی در محکومیت آنها آورده شود».
در موارد متعدد و با استفاده از الفاظی چون «شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صداوسیما»، «صحنه آرایی خطرناک»، «متصدیان بی امانت»، «متقلبان»، «خائن به آرای مردم»، «برنامه ریزی پشت پرده برای دستکاری در انتخابات» و همچنین «طرح بازی بزرگ توسط مقامات»، «حاکمیت دروغ و استبداد»، «روند پرمخاطره»، «تخلفات و کارشکنی های متعدد و نارسایی های گسترده»، «تزلزل ارکان نظام»، وجود «توجیه گران دروغگو» در نیروهای مؤثر نظام، «برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان» منجر به مصدومیت و شهادت هموطنان، «اقدامات وحشیانه در کشتار مردم»، «برخوردهای سبعانه» و «حمله به بانکها و ادارات و اموال مردم توسط اصحاب»، «تقلب و دروغ برای تکمیل طرح خود» در سه مرحله قبل، حین و بعد از انتخابات توسط احزاب، گروه ها، شخصیتها، نخبگان و هواداران کاندیداها و خود کاندیداها، علیه یک کاندید در قالب سخنرانیها، مصاحبه ها، مقالات، فیلم ها، سی دی ها و صدور اطلاعیه ها و بیانیه ها و در یک جمله توسط تمام ابزارهای تبلیغی و رسانه های ارتباطی به کار گرفته شد. الفاظی که غیر از برچسب نام دیگری نمی توان بر آن نهاد.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 22:5 توسط حامد |


من 50 سال اسلام خوانده ام ، خلاصه اش یک کلام است:

             " واجباتت را انجام بده ، به جای مستحبات تا می توانی به کار مردم برس "


روز قیامت اگر کسی یقه ات را گرفت بگو فاضل گفت.


مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 14:2 توسط حامد |

برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید.


داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 23:31 توسط حامد |

چندي پيش خبري در رسانه ها منتشر شد مبني بر اين که براساس يك پژوهش ميداني، 75 درصد جامعه آماري مورد نظراعتقاد داشتند بدون داشتن رابطه، پول يا پارتي نمي توانند کاري انجام دهند و اين يعني اين که به طور متوسط از هر چهار ايراني سه نفر معتقدند که كارها در کشورما با پارتي بازي انجام مي‌شود.

حتي اگر قايل به اين باشيم که نتيجه پژوهش اخير و از اين دست پژوهش ها مطابق با واقعيت جامعه ما نبوده و به نوعي نشات گرفته از رويکرد منفي نگرانه در تحليل مسايل اجتماعي باشد، بازهم نمي توانيم منکر شيوع نگران کننده چنين معضلي در سطح جامعه از يک سو و اعتقاد به وجود آن در بين قشر عظيمي از مردم از سوي ديگر باشيم.

اين روزها هر وقت در جمع هاي دوستانه، صحبت از مسائل و مشكلات جامعه مي شود، بحث مربوط به پارتي بازي نيز کم وبيش به ميان مي آيد و همه ما هرچند از ناپسند بودن آن سخن به ميان مي آوريم ،اما خود به اين نكته اذعان داريم كه گويا بدون وجود بند پ(پارتي)، در بسياري از موارد اگر مشكلي برايمان پيش بيايد راه به جايي نمي بريم!

بي شک يكي از مصاديق بي عدالتي در جامعه ما، بي عدالتي در جذب نيروي كار است. امري كه درد ناشي از آن سال هاست كه پيكر اجتماع ما را رنجورو افسرده ساخته است و علي رغم اينكه اين درد به طرق مختلف در بدنه اجتماع انعكاس يافته و مي يابد و جالب اين که راه حل آن نيز ارائه مي شود، باز هم آن طور که بايد و شايد مسئولان مربوطه به اين مسئله توجه جدي نمي كنند!

گويا متوليان جامعه ما عموما وقتي به مشكلات و معضلات حساسيت نشان مي دهند كه آنها تبديل به بحران شده و اثرات تخريبي شان به حداكثر خود رسيده باشد يعني به ميزاني كه ديگر پيكر اجتماع نتواند آن را تحمل كند.

به هرحال هرچند رفع معضل بيكاري خارج از حدود و توانايي هاي دولت است، ولي رفع مشكل بي عدالتي در جذب نيروي كار، امري است كه دولت به راحتي توان رفع آن را دارد.

شايد خود شما بارها از افراد جوياي كار شنيده باشيد که اذعان داشته اند در مملكت ما براي يافتن كار، بيشتر از توانايي هاي شغلي و تحصيلي و مهارت ها و لياقت هاي شخصي بايد پارتي داشت. به بيان ساده تر و گوياتر، درس و مدرك و مهارت هاي شغلي فقط شرايط لازم هستند نه شرط كافي، شرط كافي داشتن قوم و خويش و پارتي در محيط كار مورد نظر است.

واقعا جاي بسي تاسف است وقتي مي بينيم تعداد بسيار زيادي از جوانان، با تلاش هاي شبانه روزي در دوره دبيرستان وارد بهترين محيط هاي علمي كشور مي شوند، ولي پس از پايان فارغ التحصيلي هنگامي كه وارد بازار كار مي شوند مشاهده مي كنند بزرگترين شرط براي داشتن شغل مناسب تحصيل در بهترين دانشگاه هاي مملكت نيست، بلكه پارتي قوي داشتن است چه آن که ناظرند كه شخص ديگري با شرايط علمي بسيار پايين تر فقط به خاطر داشتن آشنا در يكي از بهترين وزراتخانه ها يا نهادها و سازمان هاي دولتي جذب شده و سر آنها در اين ميان بدون كلاه مانده است.

نکته ديگر در اين ميان ،اين است که در سيستم اداري و صنعتي وابسته به دولت، بارها شاهد بوده ايم كه پدري قصد بازنشسته شدن داشته و فرزند خود را جايگزين خود در آن قسمت نموده است و يا در حين اشتغال يك يا چند فرزند خود را وارد محيط كاري خود نموده است و همچنين ديده ايم كه در پاره اي موارد،فرد شاغل علاوه بر همسر و فرزندانش ، بعضي از اقوام و دوستان خود را وارد محيط كاري خود حال چه كارخانه باشد و يا اداره كرده است.

آن چه مهم است اين که چنين روش غيرعقلاني و کاملا ناعادلانه در جذب نيروي انساني پيامدهاي منفي خاص خود را در سطح اجتماع باقي مي گذارد.‏

‏بايد دانست پارتي بازي به ويژه در بحث مربوط به استخدام جداي از اين که باعث از ميان رفتن حس اعتماد عمومي جامعه به نظام اداري حاکم مي شود، فضايي را فراهم مي کند که افزايش فساد اداري، ايجاد رقابت منفي در بين کارکنان، اختلال در خدمت رساني، ايجاد جو بي خيالي و بدبيني و ... از جمله ويژگي هاي آن است و شکل گيري و گسترش اين فضاي ناعادلانه، براي يک جامعه پويا و رو به پيشرفت ،به سان سم مهلکي است .

پيامد مهم ديگر،ايجاد ياس و نااميدي در توده جوانان مستعد و جوياي كار است، بدين علت كه وقتي آنها مشاهده مي كنند شرايط مورد نياز جذب در ادارات دولتي را دارند ولي بستر و زمينه ها به صورتي است كه امكان آن براي آنها ميسر نيست، ناخودآگاه در آنها اين حس به وجود مي آيد كه آنچه در جامعه ما حرف اول را مي زند پارتي است نه تخصص و علم و اطلاعات، مدرك، اخلاق و ساير مشخصات مورد نظر براي احراز آن رشته شغلي و طبعا اين روحيه به افراد خانواده آنان نيز تسري مي كند و در كل اين ديدگاه اين نظر را موجب مي شود كه عدالت در جامعه كم رنگ است.

از سويي ،هنگامي كه يك فرد نخبه با تحصيلات مناسب مي بيند در جامعه يا كار به اندازه كافي نيست و يا اگر هم هست توزيع آن عادلانه نمي باشد و به قول معروف، مال از ما بهتران است و از سويي امكان يافتن فرصت هاي شغلي در خارج از كشور خيلي بيشتر از داخل مي باشد طبعا به خارج از كشور مهاجرت مي كند.‏

نکته حايز اهميت در اين خصوص آن که با توجه به سلامت اخلاقي بسياري از مديران درجه يک کشور در بدنه اجرايي خصوصا در دولت کنوني که انصافا سلامت آن ها مورد قبول دوست و دشمن است،مديران بايد براي مقابله با افرادي که به هر علت و وسيله حقوق ديگران را پايمال مي کنند ،عزم خود را استوار کرده و مجاري قانوني را براي مجازات متخلفان، دنبال کنند وبه طور جدي به مقابله با معضل شوم پارتي بازي در کشور بپردازند.

البته از آن جا که متاسفانه به خاطر گرفتاريهاي مختلف ، پاره اي از اوقات هر کسي فقط به فکر خود و حل مشکلات خود است و از اين حيث ايثار و تعاون و همدلي کم کم به دست فراموشي سپرده مي شود، لذا براي جلوگيري از گسترش اين آفات خطرناک بايد قبل از هر چيز به اخلاق و مديريت اخلاق محور بازگشت.‏

tabnak.com

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 1:41 توسط حامد |



ثانيه‏نيوز- عبدالله گنجی- تاریخ سیاسی و اجتماعی بشر آکنده از حوادث و رخدادهای بزرگ و کوچکی است که شاید اندکی از آن در حافظه تاریخ مانده و به نسل‌های بعد منتقل شده باشد. تا پیش از پیدایش رسانه‌های دیداری و شنیداری و مکتوب، معمولاً حوادث آنگونه که اتفاق می‌افتاد، منعکس می‌شد؛ اما تاکتیک‌های رسانه‌ای و شگردهای بزرگ‌نمایی و کوچک نمایی، باعث می‌شود که حادثه‌‌ای کوچک محور اول خبری جهان قرار گیرد یا حادثه‌ای بزرگ بی‌اهمیت جلوه داده شود. به طور مثال در انفجار برج‌های دو قلو در 11 سپتامبر، در اخبار آمده بود که چند هزار یهودی، آن روز سر کار خود حاضر نشده بودند، اما چون رسانه‌های غربی علاقه‌ای به برجسته کردن آن نداشتند خبر مذکور مدفون شد. از سوی دیگر رسانه‌های غرب توانستند با ارائه مکرر چند تصویر از مسلمانان (ریش و دستار عربی) این واقعه را در افکار عمومی جهان، به مسلمانان نسبت دهند.

فتح لانه جاسوسی از جهت فیزیکی اهمیت چندانی ندارد و برای فتح فیزیکی آن نیاز به قهرمان نبوده است. تصرف یک ساختمان در مرکز پایتخت به ظاهر امری سخت جلوه نمی‌کند. آنچه حرکت 13 آبان را جهانی کرد دو عامل اساسی بود:

1- حمایت امام (ره) از حرکت فتح لانه جاسوسی

2- استمرار گرامیداشت این روز به عنوان نماد مبارزه با استکبار جهانی توسط نظام جمهوری اسلامی ایران.

این امام (ره) بود که آن حادثه را «انقلاب دوم» خواند و تمام هزینه‌های فردای آن تا امروز را پرداخت و بعد از امام (ره) نیز به همان سان ادامه یافت. آیا همه کسانی که در آن روز فعال بودند با شناخت از امپریالیسم و در سایه اندیشه اسلامی به عرصه وارد شده بودند؟ قطعاً همه آنها اینگونه نبودند و دلیل آن پشیمانی یا سکوت یا عدم همراهی برخی از آنان با نظام اسلامی در مبارزه با استکبار در سال‌های بعد از فتح لانه جاسوسی است.

لذا حمایت نظام جمهوری اسلامی از آن حرکت و ثبت آن در کارنامه عملکرد مثبت انقلاب اسلامی باعث شد بخشی از کسانی که مبانی درست و مکتبی نداشتند و تحت تأثیر هیجانات آن روز همراهی کردند، به‌رغم بی‌اعتقادی به مبانی انقلاب و امام (ره) در مبارزه، همچنان نان خور آن روز شوند و در سایه آن برای خود «شخصیت مبارز» بتراشند. مگر می‌توان پذیرفت، کسانی که نه تنها امروز مقابل استکبار نایستاده‌اند بلکه منتقد مبارزه با استکبار هستند، آن روز با شناخت وارد عرصه شده باشند؟

مقام معظم رهبری در این باره می‌فرمایند:«ممکن است آن کسی که خودش در تسخیر لانه جاسوسی فعال بوده، بعد از مدتی از کار خودش پشیمان شود کما‌اینکه ما پشیمان شده‌هایی هم داریم. خیلی از کسانی که در جنبش دانشجویی حضور داشتند در برهه دیگر، گرفتاری‌های زندگی و انگیزه‌های مختلف، ثبات قدم را از اینها گرفت. لکن حرکت بزرگ مربوط به دانشجوست.»

بنا بر این فتح لانه جاسوسی در پرونده جنبش دانشجویی با هویت دانشجویی ثبت شده است و توابین از خانواده انقلاب نمی‌توانند شخصیت خود را در روز 13 آبان 1358 جست‌وجو کنند. زیرا این جماعت امروز با کسانی که در فردای تسخیر لانه جاسوسی و در اعتراض به آن استعفا کردند (ملی- مذهبی‌های عضو دولت موقت) و از حاکمیت خارج شدند به یک تقاطع مشترک رسیده‌اند. مسلماً کسی که معتقد است«علیه خدا هم می‌شود راهپیمایی کرد» نمی‌تواند تحت تأثیر اندیشه امام‌(ره) وارد سفارت آمریکا شده باشد.

همچنین کسی که می‌گوید « من هیچگونه احساس تعلقی به این نظام ندارم» و با گری سیک آمریکایی ملاقات و به خاطر تصرف سفارت آمریکا از وی عذرخواهی می‌کند، نمی‌تواند با شناخت در این ماجرا حضور داشته باشد‌؛ آنچه تصرف سفارت آمریکا را فتح لانه جاسوسی نمود و آن را به یک مسأله سیاسی و فراملی تبدیل کرد «حمایت نظام اسلامی» از این حادثه و «نمادسازی» آن بود. لذا برخی از کسانی که شور جوانی آنان را از یک دیوار یک و نیم متری بالا برد و امروز در مقابل نظام اسلامی ایستاده‌اند، نمی‌توانند وارث حادثه‌ای باشند که نظام اسلامی هزینه‌های آن را پرداخت و به آن افتخار می‌کند.

اصولاً کسانی که مدعی فتح آن روز هستند، به شرطی می‌توانند از آن نان بخورند که به حقانیت آن حادثه و استمرار ایستادگی نظام اسلامی در مقابل نظام سلطه اعتقاد داشته باشند. اگرچه بسیاری از جوانان آن روز اینگونه هستند. به قول فرماندهان جنگ، عملیات کردن مهم نیست، نگه داشتن منطقه عملیاتی و ایستادگی در مقابل پاتک‌ها مهم است که برخی از فاتحان آن روز در مقابل پاتک‌ها کم آوردند.

فاتحان لانه جاسوسی را می‌توان در سه دسته خلاصه کرد:

1- دسته‌ای که شهید شدند

2- دسته‌ای که وفادار به نظام و در مقابل استکبار ایستاده‌اند

3- دسته‌ای که استحاله شده و از فردای فتح لانه جاسوسی تاکنون هیچگونه هزینه‌ای را پرداخت نکرده‌اند اما در مقابله با نظام تا نظریه حاکمیت دوگانه (عباس عبدی) و سکولاریزه کردن نظام (محسن میردامادی) پیش رفتند.

سند تأملات راهبردی حزب مشارکت که به امضای محسن میردامادی از فاتحان لانه جاسوسی رسیده است گواه این مدعاست. میرحسین موسوی بعد از انتخابات امسال چند بار به زندانی شدن فاتحان لانه جاسوسی در حوادث اخیر اشاره می‌کند. این در حالی است که موسوی نسبت به حمایت آمریکا از حوادث پس از انتخابات که اوباما و کلینتون شخصاً به آن معترف هستند اظهارنظری نمی‌کند. منظور موسوی از فاتحان لانه جاسوسی شخص محسن میردامادی است. اما موسوی باید بداند که سوابق مهم نیست عملکرد حال مهم است. زیرا امام(ره) فرمودند که ملاک حال افراد است.
داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:57 توسط حامد |

ائتلاف رسانه هاي حامي دكتر احمدي نژاد در گيلان در نامه اي به رئيس جمهور 3گزنيه پيشنهادي اين اين تشكل براي استانداري گيلان را معرفي كرد

محضر مبارك جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
سلام عليكم
احتراما"ضمن تبريك انتخاب شايسته ومجدد جنابعالي با راي قاطع و24 ميليوني مردم ايران اسلامي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ،همانگونه كه مستحضريد مردم شهيد پرور و ولايت مدار استان گيلان عليرغم همه مشكلات وكاستي ها با حضور يكپارچه در انتخابات وبا راي قاطع خود حضرتعالي را بار ديگربرگزيدندودر حال حاضر نيز يقينا براي پيشبرد برنامه ها واهداف عاليه دولت عدالت محورواسلامي دهم نيازمند مديران توانمند، متخصص،متعهد وكارآزموده درسطح استانها مي باشيد.
برهمين اساس وظيفه خود مي دانيم تاچهره هاي توانمندولايق استان گيلان را پس ازتشكيل جلسات متعدد ورايزني هاي فراوان با افراد وگروه ها، اسامي ذيل راجهت انتخاب استاندار به آن مقام عالي معرفي نماييم وبا توجه به شناختي كه از جناب آقاي نجار وزير محترم كشور سراغ داريم با تحقيق وبررسي همه جانبه خويش يكي از افراد اصلح تر ذيل را براي تصدي استانداري گيلان انتخاب خواهند نمود كه يكي از مشكلات سالهاي اخير در اين استان، انتخاب مديران محافظه كار ،بله قربان گو وهمسو با جريانات اصلاحات بوده وهست ونمونه بارزوآشكارآن همسويي بيش از70 درصدمديران استان در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري با كانديداهاي اصلاح طلبان بوده است !
لذا اسامي زير نيز به ترتيب اولويت بعنوان استاندار گيلان پيشنهاد مي گردند:
اولويت اول:دكتر كمال دهقاني فيروز آبادي(مديرعامل سازمان منطقه آزاد تجاري انزلي وبا سوابق اجرايي همچون كارشناس ارشد دبيرخانه شوراي امنيت كشور، بازرس اداره كل بازرسي وزارت خارجه، دبير دوم سفارت جمهوري اسلامي ايران در مراكش، معاون اداره زيربنايي (حوزه اقتصادي ) وزارت خارجه، معاون اداره آموزش وزارت خارجه، مديركل روابط عمومي و امور بين الملل شهرداري تهران، معاون هماهنگي و برنامه ريزي و قائم مقام شهرداري منطقه 7 تهران و ریاست هیات مدیره باشگاه فرهنگی ورزشی ملوان بندر انزلی)
اولويت دوم:حسن كربلايي(معاون جهادسازندگي گيلان،معاون اداري مالي و صدا،مركز گيلان،سرپرست دفتر نظارت وبازرسي برانتخابات شوراي نگهبان وسومين دبير حزب جمهوري اسلامي گيلان)
اولويت سوم:سركارخانم دكتر هاجر تحريري نيك صفت(ریاست پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش وبا سوابق اجرايي همچون نماينده مردم رشت در دوره هفتم مجلس و نائب رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس به مدت 4 سال)
لذا در پايان نيزضمن توفيق و سلامتي روز افزون براي جنابعالي ،انتظار داريم تا با انتخاب يكي از گزينه هاي فوق الذكر شاهد شكوفايي هر چه بيشتر استان هميشه سرسبز گيلان باشيم.
باتشكر

ائتلاف رسانه هاي حامي دكتر احمدي نژاد دراستان گيلان


داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 2:33 توسط حامد |

قهرمانی چابک

در طول سالیان گذشته هر وزیر کشوری و هر دولتی که سرکار می آمدند ، بالافاصله تغییراتی در صدرمدیریت استانها ایجاد می کردند و بسیاری نیز دلایل خاصی را برای این تغییرات داشتند.

در این دوره نیز با انتخاب یک وزیر نظامی برای وزارت کشور ، انتظار تغییرات در استانداری های کشور امری مسجل می باشد. امری که بارها وزیر کشور آن را تکذیب کرد و تنها تغییر استانداران را  در چند استان محتمل می دانست.

در این چند هفته از آغاز دولت دهم ،  استاندار اصفهان و خراسان به دولت آمدند و دو استاندار به این دو استان فرستاده شد اما شواهد نشان می داد این استانداران بر خلاف عقیده بسیاری که فکر می کردند استانداران کشور نظامی خواهند بود این طور نبوده و احتمال تزریق نظر عده ای دیگر در تعیین استانداران در سطح کشور را نشان می داد. این عده ای دیگر را می توان همان رئیس دفتر کنونی آقای رئیس جمهور دانست که در حال حاضر تمامی تغییرات در سطح کشور با هماهنگی و نظر او اتفاق می افتد .

مدتی است که این شایعه در گیلان نیز شدت گرفته که به زودی استاندار گیلان نیز تغییر خواهد کرد. تغییری که دلایل زیادی هم بر نزدیک بودن به واقعیت آن وجود دارد.

اختلاف نظری که این روزها بین استاندار و نماینده ولی فقیه در استان وجود دارد و یا موضع گیری های شخص استاندار در ایام انتخابات ، همه می تواند بهانه خوبی برای تغییر آن باشد ، کاری که خود استاندار ، جناب آقای قهرمانی در برنامه زنده تلویزیونی آن را قویاً تکذیب کرده و این شایعه را ساخته ذهن چند ده نفر دانسته که از حضور او در استان ناراحت هستند.

اما واقعا تغییر مهندس قهرمانی برای استان چه سود ها و ضرر هایی دارد؟  به نظر نویسنده اگر به دور از سلایق شخصی  و مواضع حزبی به تغییر مدیران در سطح عالی کشور نگاه کنیم و تنها این تغییرات را برای پیشبرد اهداف و برنامه های دولت انجام دهیم خیلی نکات مثبتی دارد.

بنا به عقیده من ، یک مدیر متخصص غیر حزبی خیلی بهتر از مدیر هم خط اما نا بلد است. زیرا بسیاری از متخصصین و افراد کاربلد در قسمتهای مختلف به دور از تمام بازی های سیاسی تنها به فکر کار و فن خود هستندو در این راه همکاری با مدیری که تخصص لازم را در امر مربوط دارد می تواند دلگرمی آنان باشد زیرا اوست که می تواند همراه و غمخوار آنان باشد.

البته باید این نکته را هم در نظر گرفت که مدیری که هرچند متخصص و لایق باشد اما به خاطر مسائل حزبی و جناحی بخواهد سنگ در کار کلان سازمان و نهاد زیر مجموعه خود بگذارد تا در کار دولت اخلال ایجاد کند از نظر تمام جناح ها و افکار سیاسی محکوم به رفتن است.

در استان گیلان نیز زمانی که سردار عبدالهی به عنوان استاندار انتخاب شد همانند همان کسی بود که از جناح دولت بود و واقعا دلسوزانه کار می کرد اما چون تخصص لازم را در عرصه مدیریت سیاسی نداشت نتوانست موفق عمل کند و جای خود را به مدیری از جریان سیاسی مقابل اما با تخصص و تعهد کاری بالا داد.

مهندس قهرمانی در طول دو سه سال گذشته توانست با تعاملی که با همه افراد صاحب سبک و توان در سطح استان داشت کارهایی را انجام دهد  و باعث پیشرفتهایی شود به نحوی که بارها کاندیدای حضور در استانهای بزرگتر کشور شده بود، به حدی که یک بار با پادرمیانی نمایندگان مجلس استان از رفتن او جلوگیری به عمل آمد.

اما امروز همان نمایندگان مردم خواستار تغییر او هستند و حتی گزینه هایی را نیز برای جایگزینی او به افکار عمومی معرفی می کنند. گزینه هایی که شاید در انتخابات گذشته به احمدی نژاد رای داده باشند اما به لحاظ مدیریت کلان استان ذره ای تخصص و تعهد کاری ندارند.

مهندس قهرمانی را من انسانی اجرایی می دانم که خیلی علاقه ای به نشستن پشت میز و گوش کردن به حرف فلان مدیر اداره و ... ندارد. او را بارها در کنار پروژه های استان دیده ایم. او انسانی است که دوست دارد بیشتر از اینکه حرف بزند و مدیریت کند ، کار انجام دهد. البته در این بین ضعف هایی نیز دارد. شاید بزرگترین ضعف او نا توانی در تعامل با برخی نمایندگان کنونی مجلس است که نمی تواند در پیشبرد پروژه ها و اهداف خود از آنان کمک بگیرد.

ضعف بزرگ دیگری نیز که به قهرمانی وارد است این است که او بیشتر  رو به صنعت دارد تا کشاورزی، به همین دلیل است که بسیاری او را در استان کشاورز خیزی چون گیلان نا موفق می دانند. که البته این ضعف در طول این چند سال با عدم موفقیت در خودکفایی برنج و چای و ضررهای بسیار کشاورزان به چشم آمد و بهانه ای شد برای کسانی که نمی خواهند او بماند.

روزی که قهرمانی استاندار گیلان شد به شخصه وزیر کشور وقت را ستودم که در بین گزینه های موجود توانست بهترین گزینه را برای استانداری انتخاب کند و امروز نیز این انتظار را دارم که اگر گزینه ای بهتر از او پیدا نکرد و تنها اگر قرار است به خاطر مسائل جناحی برکنار شود ، وزیر کشور از اینکارخودداری کند .


داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 1:13 توسط حامد |